اشعار من

سلام

ولادت ناموس دهر و محور کائنات حضرت مولا بقیة الله الاعظم صاحب الزمان م ح م د ابن الحسن العسکری روحی له الفدا را خدمت تمام پاکدلان و شیعیان حضرتش تبریک می گوئیم

 

 

 

دارد  حظور ناب  تو یک خواب میشود

یا یک کتاب سری و نایاب میشود

 

وقتی تو نیستی همه حتی ترانه ی-

- دریا وبال گردن مهتاب میشود

 

من مانده ام در این شب معکوس سرد و تار

اصلا چرا کلام خدا قـاب میشــــود

 

در عصر عینک و کرِم ضد آفتاب

آئینه تو از چه سبب باب میشود

 

می آیی ای فروغ گل نازنین صبح

اینجا تمام راه تو بی تاب میشود

 

+ سلام بر شما کاربر عزیزحضور شما مایه دلگرمی خدمتگذارتان در این سایت می باشد حضور خود را با ردپایی زیبا و متین که از خود بجا می گذارید ثبت کنید با تشکر از همراهیتان (کریم «وحید» شاهزاده رحیمی تیمورلویی - کافشین -) ارائه شده به موقعیت جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت   نویسنده یاپست کننده کریم شاهزاده (کافشین) 
 

 

 

 

 

بیا نمانده دگر آه در بساط دلم

در امتداد فراق است انحطاط دلم

 

اگرچه قاب شده رد پای خورشیدت

درون حوض پر از شبنم حیاط دلم

 

ولی خمار تو در لحظه های تاریکی

نمی رسد به غم آگین ترین نقاط دلم

 

و کاف و شین شب بارانی حظور تورا

به گـِــل نشسته که سازی تو گــُــل ملاط دلم

 

فقط به خاطر تو باز میشود دل من

بیا بیا نفس سبز انبساط دلم

 

/ 0 نظر / 9 بازدید