نوشته های من در وبلاگ دنیای وارونه

 

 از این ور و از اون ور

 

از این ور :

آقا اخیرا یه فیلم کارتونی برا پیامبر اسلام ساختند که هر کی نبینه خیلی محرومه روز مبعث هم از شبکه دو تا اذان ظهر پخش شد که دقیقا مثل حلوای تن تنانی تا نخوری ندانیه ، توی این کارتون مغرضانه طوری خیلی چیزا از این رو به اون رو شده و این شما و اینم چند تا از شاهکارهای این اثر:

الف : اولین کسانی که تو مکه با دعوت پیامبر آشنا میشن و هم کسانی که توی پیمان عقبه اهالی مدینه با پیامبر آشنا میشن و اسلام رو قبول میکنن دینی رو قبول میکنند که اصلی ترین دعوت پیامبرش اینه که مواظب بدن خودتون  و کره زمین باشین ؟؟؟! که اگه یکی نفهمه فکر میکنه مسلمونها حرفی برا زدن ندارند و و امروز هم دعوت پیامبرشون این شده پیامبری برای زمین و محیط زیست!!!؟

ب : در قسمتی از این فیلم کارتونی این طور وانمود میشه که پیامبر به حضرت علی علیه السلام دستور میده که توی بسترش بخوابه تا این که اون حضرت موفق بشه از دست قاتلهایی که خونشو محاصره کردند فرار کنه که البته بازم هیچ خطری حضرت علی رو تهدید نمی کنه و دشمنان اسلام می فهمن که پیامبر فرار کرده.

ج : ابوطالبـــــِ این کارتون در آخرین لحظه های عمرش از پیامبر دعوت میکنه که از دعوتش دست برداره و وقتی که پیامبر این کارتون قبول نمی کنه ابوطالب تازه مطمئن میشه که برادرزادش یه آدم خاصه!

د : اظهار اسلام دو نفر توی این فیلم انقدر برجسته شده که در هر کدوم از اونها چنین وانمود میشه که با مسلمون شدن هر یک از این دو نفر سرنوشت اسلام عوض شده (البته از حق نگذریم) تا حدی هم همین طوره و اگه این دو نفر اظهار اسلام نمی کردند احتمالا هیچ وقت این همه اختلاف و جنگ و فتنه و خونریزی و مسلمون کشی (بخونید قتل عام بی وقفه) توی اسلام درست نمی شد

ه : البته تا یادم نرفته بگم که توی این نوع فیلمها حتما باید وقتی اولین بار وحی نازل میشه پیامبرش بگه که من نمی تونم بخونم و حتما باید سینه پیامبرش توسط فرشته ها جراحی بشه و حتما باید خیلی اتفاق های دیگه ای بیفته که از از قلم افتاده و حتما باید حرفی از مباهله نباشه و حتما باید در مورد سوره کوثر و ابتر نبودن پیامبر حرفی زده نشه و و حتما باید از خیلی چیزای دیگه حرفی به میان نیاد و حتما باید یه همچین شاهکارهایی بارها و بارها برای تقویت ایمان مردم از سیمای جمهوری اسلامی پخش بشه

 

از اون ور :

همیشه پای یک زن در میان است ، زنها فرشته اند ، و ... قسمتی از بساطیه که سینمای سطح بالای ما جلو گیشه هاش پهن کرده  تو تلوزیون هم تیزش پخش میشه البته کارگردان هر فیلمی میدونه که بدوا عده کمی فیلمو می بینن و اسم فیلمه که باعث میشه زنها فکر کنن یک گونه دیگری از جانداران هستند و با مردها فرق می کنن و خیلی راحت  یک کمک قابل توجه به باروری بذر فیمینیسم در کشور بشه البته اینها منهای اینه که توی سینمای زهوار دررفته ما پای یک زن در میان نیست بلکه بیشتر پای هوو در میان است و یا چند تا پسر و چند تا دختر حداقل مواد لازمیه که برای ساختن یه فیلم فارسی خوب نیازه و مثلث ها و مربع های به اصطلاح عشقی تنها چیزیه که به کمک مخ های اکبند کارگردانهای وطنی می آد در حالی که توی فیلمهای موفق غربی که آقایون اعتقاد به تقلید از اونها دارند نقش هر زنی فقط در حد یک شخصیت معمولیه و البته در خیلی از فیلمهای موفق غربی نیازی به همیشه در میان بودن پای یک زن نیست .

امیدوارم که به همین زودی ها روزی برسه که حرمت زن و در کل حرمت انسان واقعا یه مسئله پرداختنی برای فیلم سازهای ما بشه

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت   توسط بچه دهاتی  |  نظر بدهید


 

ای چکاوکی که خسته ای ز زمهریر

همچو گوسفند سر به زیر

بالهای خسته تو را بریده اند ای فقیر

گشته ای حقیر

خسته از جناب ها

خسته ای ز نخوت حباب ها

 

چی فکر می کردیم چی شد؟ رفته بودیم داوطلبانه کباب بشیم دیگه جلوی هیچ قدرتمندی متواضعانه رفتار نکنیم تا ثلث ایمانمون نره

سلام بر رسول رحمت که وقتی یک عرب بیابانگرد در مقابلش به لکنت می افته به اغوشش میکشه و میگه من فرزند اون زنی هستم که با دستهای خودش شیر می دوشید از من رودروایستی نداشته باش

وقتی آشغال بر سرش می ریختند در حالی که قدرت داشت بزرگوارانه رد می شد

 

واقعا ما چقدر یاد گرفتیم مثل معصومین قدرتمند و مظلوم باشیم

به چه حقی دم از ولایت میزنیم

به چه حقی ولادت علی رو جشن میگیرن کسایی که عادت کردند با قدرتشون بالای سر سرباز توی پادگان وایسند و بت بشن و سرباز یک دهم احترامات و رژه فرصت درد دل با خدا پیدا نکنه

 

ای مراجع تقلیدی که حواسشون هست موضوع خطرناکه ممکنه فردا یه جون غیر عقده ای خدمت کرده تو این مملکت نباشه

حضرت آقا دیگه صبر فدائیانتون سر اومده

حضرت آقا ، جوان اندیشند عاشق ولایت دانشگاهی شما خدمت که میره شستشوی مغزی میشه تا یه حون می خواد کادر نیروی انتظامی بشه یه هالوی عقده ای ضد ولایت فقیه میشه می آد بیرون

آقایون سرتونو از تو لاک جامعه تقریبا آزادی که می بینین بیارین بیرون پشت سیمهای خاردار یه جامعه ساختند که یه وجب روغن روشه

خدایا خودت تو این ماه رجب به داد بندگانت برس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت   توسط بچه دهاتی 
 

 

یادم می آد پست قبل اومدم پز دادم که دهاتی ام و پشت حیاط خونه مون صبحیه رفتم باغ مردم که دیوار نداشت قدم زدم و ...

امروز که داشتم تو تبریز واسه خودم می گشتم کامل قات زدم مگه میشه تو دنیای مدرن امروز از این غلطها کرد بجنبی می جنبوننت حالا این تبریزشه جرأت داری تو یه مملکت اروپایی یا شبه اروپایی از یه ساختمون گرون قیمت عکس بگیر چهار تا لیوان برات آب خنک می برن بری بخوری

یادم می آد چند سال پیش تو همین تبریز خودمون رفتم یه جای مدرن (کلینیک ساعت ۳ بعد از ظهر) ببخشید گلاب به روتون مشکل برا دست به آب رفتن داشتم جایی هم پیدا نکردم طبقه پنجشو که رفتم سرک بکشم یهو یه آقای متمدن از تو آتاقش زد بیرون ما رو هل داد تو چیه اسمش ها یادم افتاد آسانسور بعد دگمه شو برا همکف زد رفتیم همکف تا آقای چیه اسمش ساپرتره چیه ؟ گرد و خاک ما رو بگیره حالا شانس اوردیم ساپرترش رفته بود بیرون ما هم دهاتی اومدیم بیرون جون سالم حالا به جای این که خدا رو شکر کنیم جلو همون ساختومون شروع کردیم تیتر روزنومه خوندن

جاتون خالی

- خودشه

- آره خودشه

- بیا بینم اینجا آقای محترم شما رو اونجا دیدن اون بالا رفته بودی چیکار؟!

- مممم گگ لل اا ب

.........

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت   توسط بچه دهاتی 

 

 

من بچه دهاتی ام نیم ساعت پیش یعنی 7 صبح توفیق شد از خونه بزنم بیرون و اطراف خونه مون که یه سری زمین کشاورزیه توی طبیعت بارون زده و بی گرد و غبارش بدوم و نفس بکشم و تماشا کنم خدا استاد پناهیان رو حفظ کنه که می گه : «شما اگه از زندگی لذت نبری نماز نمی خونی نوک می زنی و یا این که فرمودند اونهایی که توی دنیا توی بهشتند آخرتش هم تو بهشتند» و این به معنی این نیست که کسی بخواد با انباشت پول برای خودش بهشت بسازه نه عمو این جوری تازه اول جهنمه حرص می کشی دست بالای دست بسیاره و خیلی چیزای دیگه

 

راستی این چه زندگی یه برای خودمون درست کردیم صبحها خیلی هنر بکنیم نیم ساعت بعد اذان یا اذان صبح بیدار می شیم و توی هوای متعفن دستشوی داخل خونه؟! یه شبه وضو می گیریم و بعد چند تا نوک می زنیم و می افتیم !!!

و خیلی ها هم که دیگه قربونشون نرم تا لنگ ظهر می خوابن و خرناس میکشن و مثل جسد می افتن توی بوی متعفن چیزایی که تا نفس داشتند دیشب خوردند البته اگه بنده و جنابعالی هم یه کم وضعمون بهتره مال لطف خداست و شاید امتهان امروزمونه که آیا شکر می کنیم یا نه (خلاصه توی دنیای وارونه از شکر خبری نیست همه نوک می زنن)

     17 نظر یک نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت   توسط بچه دهاتی 
 

 

بازگشایی مثال زیبایی از استاد رحیم پور ازغدی:

 

شهری را تصور کنید که اهل شهر نسل اندر نسل مثل بنده دچار بیماری «اگزما» یا همان «پوست کم چرب» البته از نوع بسیار شدید باشند و همیشه مشغول خاراندن پوست خود باشند حالا روزگاری طبیبی حاذق به این شهر سربزند و بیماری را در گوشه ای درمان کند حال اینجا تنها کسی که بیمار جلوه خواهد کرد آن طبیب و آن بیمار مداوا شده خواهند بود چون آنچه در ذهن مردم شهر از تعریف انسان وجود دارد این است که مثلا انسان موجودی است که با این قیافه – همه چیز خوار؟! – دارای عقل و هوش –  دارای توان تکلم – زنده زا – و خودخواران «یعنی خود را می خواراند و نیاز به این خواراندن دارد و خارش ذاتی و دائمی اوست »  و حالا این شخصی که خود را نمی خواراند یا احساس ندارد یا درک نمی کند که چه واکنشی باید نشان بدهد در این قسمت جناب طبیب به اتهام بیمار کردن از طرف مردم عجول و قیاس مدار شهر مورد بی مهری و بدرفتاری واقع خواهد شد

 

ترتیب قرار گرفتن اعضا از بالا به پائین:

 

1 – سر(مغز) : جایگاه تفکر و اعتقاد و بعد چشم و بعد گوش و بعد دهانی برای تکلم و کارهای دیگر

2 – سینه (دل) : جایگاه احساسات «البته اصطلاحا»

3 – شکم (خوردن و آشامیدن) : جایگاه گوارش غذا برای قدرت داشتن

4 – پائین تنه (دستگاه دفع و آلت جنسی)

 

حالا خودتان قضاوت کنید آیا مردمانی که ترتیب اعضایشان از پائین به بالاست وارونه نشده اند؟؟؟!!

 

----

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت   توسط بچه دهاتی 

 

 

(دنیای وارونه داخلی و خارجی و جمهوری اسلامی؟؟!)

 

اگر به تماشای وضع موجود جهان بشری بنشینم مردمان سرو ته و درب و داغونی را خواهیم دید که دیگر امیدی به سلامتشان نیست اما در این میانه اگر از تماشای ظاهر فراتر رویم درخواهیم یافت هیچ کدام از اینها ذاتی آنان نبوده و نیست و همه بیماری ها و تیک های عصبی است که برایشان پیش آمده و گرچه علاج ناپذیر می نماید اما می توان مرهم گذار آن بود مثل پرستاری دلسوز تا آن طبیب بیاید ولی اگر انسانهای با وجدان و سرپای عالم به وظیفه کمک های اولیه خود عمل نکنند «این به اغما رفته را تا حشر باید رفته دید»

سال نو آوری و شکوفایی فرصتی برای نو شدن است برای شکوفا شدن که اگر در زمستان باشد شهادتی برای بهار خواهد شد

جمهوری اسلامی فرصتی برای تربیت شدن است و نه موقعیتی برای حکومت کردن

 

 

      17 نظر یک نظر

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت   توسط بچه دهاتی 

 

۱ رفتار (رفتار اکثریت مطلق خوبهای ما بداشو دیگه کار نداریم )

 

نهادینه شدن رفتار کارآگاهی (بدبینی و سوء ظن : که شرعا حرامه و باعث تیره شدن روابط اجتماعی و جانها و روانها میشه)

 غفلت مداری( با این همه بازی های مختلف که مربوط به گروهایی سنی الف تا ی میشه) ( سریالهایی با محتوی این که چگونه یک پسر و دختر عاشق هم میشوند و چطور ازدواج می کنند اعم از سریالهای مربوط به ائمه - قاچاچ و پلس – خانوادگی – وقایع قرآنی – تاریخی – سیاسی – و... همه اش راجع به عاشق شدن دو تا دختر و پسر به هم میشود و به قول استاد علیرضا پناهیان اینها کلا متخصص کرم خاکی وجود خودشانند و هر موضوعی را با اسم آن موضوع این طوری بازی می کنند برای توضیحات بیشتر انتقادات استاد علیرضا پناهیان از سیمای ملی رو ببینید) ( فوتبال حرفه ای با 6 ملیارد بازیکن «اعم از تماشاچی و ذخیره و مربی و دونده» )

 

2 – پوشاک

حالا بشر مثلا چشم صرفه جویی رو توی این پارچه لباس درنیاره (که البته بعدا با تنوع پرستی و تو تنم دیده شده جبران میشه) چه اتفاقی می افته ؟

هیچ چی بشر از نظر روحی با حیا تر و سالمتره و از نظر جسمی هم دچار گرفتگی عضلات و هزار کوفت و زهر مار دیگه نمی شه

مد پرستی – پلاستیک پوشی بدون تنفس سلولی مناسب و...

 

3 – خوراک

چیپس – نوشابه – پفک – کالباس – سوسیس – فست فود- انواع شکلات – مرغ های 30 روزه – آبهای شیری و ...

 

4 – حرف زدن

واژه نامه معکوس ما دیگه زیاد نیاز به بحث نداره

 

5 – مناسک ما

قربونش برم اگه باشه شده لعق علی السنه

 

6 – عزاداری ما

هوسن بازی و حیسن بازی

 

 

این داستان

فاصله علم بشر با تمدن امروز همون بشر(به نقل از وبلاگ قرن 15)

علم همون چیزیه که ازش تعبیر به دانش یا دانستن میشه و شامل همه چیزهایی میشه که وجود دارند (چه اون چیزایی که تا حالا شناختیم «به اصطلاح طبیعی» و چه اون چیزایی که تا امروز نشناختیم «اصطلاحا غیر طبیعی» و شامل چیزایی هم میشه که با توجه به چیزهایی که وجود دارند احتمال به وجود آمدن دارند

در مورد عنصر اول یا همون علم بشر خیلی نیاز به بررسی نداریم چون به باور ما علم همون چیزیه که ولو در چین هم شده به تأکید آخرین پیامبر خدا باید دنبالش باشیم – و همون چیزیه که من المهد الی اللّهد توصیه شده دنبالش باشیم و اگه کسی برای کسب علم از خونه اش بیرون بیاد و توی راه یا هر جای دیگه در حالی که طالب علم باشه بمیره شهید از دنیا رفته حالا این علم اسمش هرچی که باشه و شامل هرچی که باشه اگه ما ظرفیت اونو داشته باشیم آئینه خداست و معرفت ما رو به خدا افزایش خواهد داد

---------------

ولی با وجود همه اینها بسیار ساده لوحانه است که ما فکر بکنیم هر چیزی که با استفاده از علم درست شده حتما باید مفید و ضروری باشه یه بار یه آقا کوچولو که فامیل خیلی نزدیک منه وقتی بهش گفتم نوشابه ضرر داره نخور برگشت بهم گفت خوب اگه ضرر داره چرا درست میکنن «یعنی قد تو نمی فهمن» گفتم خوب مگه بمب اتم و بمب شیمیایی و بمب میکروبی ضرر نداره که درست میکنن مگه مرفین و شیشه و اکس و هزار کوفت و زهر مار دیگه ضرر نداره که درست میکنن همه اش هم با علم درست میشه هموشون هم خیلی بیشتر از من و شما سرشون میشه خاصیت این چیزایی که درست میکنن چیه

ولی بازم خیلی ساده لوحانه اس که ما فکر کنیم پرونده تمدن به همین دو کلوم و نصفی بسته است و به سلامتی همه مضرات با همین دو قلم جنس از سفره بشر قرن 15 برچیده شده

 

برای مطالعه کامل این مقاله صفحه نخست وبلاگ قرن 15 رو باز کنید و یا فاصله علم بشر با تمدن امروز همون بشر رو توی همون صفحه ببینید

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت   توسط بچه دهاتی  |  17 نظر
/ 0 نظر / 7 بازدید